جایگاه محصول

download

چگونه بوسیله تبلیغات می توان جایگاه محصولات مناسبی پیدا کنیم؟

برنامه تلویزیونی ژاپنی با اسم تایگر و بانی با عنوان رویای تبلیغات در سال ۲۰۱۱ شروع شد، کارتون سوپرهیرو تا اندازه ای خوب فعالیت کرد، شخصیت های کارتونی لباسهای را با نام شرکتها می پوشیدند. یک شخصیت که اسم او تایگر بود لباسی را با نام شرکت S.H Figuarts که یک شرکت اسباب بازی ژاپنی است، را می پوشید و دیگر شخصیتها لباسی را با نام بندای گیم، پپسی و شرکت غذا سازی کالبی را می پوشیدند. هر کدام از این اسپانسر ها می خواستند که یک شخصیت قهرمانی را نشان دهند و هیچ کدام از آنها دوست نداشتند که هیچ ارتباطی با نقش های بد این کارتون داشته باشند چرا که آنها نمی خواستند پیام برندشان را تکذیب کنند.
اسپانسر تایگر و بانی به تبلیغات تلویزیونی که بین برنامه ها پخش می شد وابسته نبودند، آنها به نمایش محصولات خود در یک داستان تلویزیونی راغب بودند. وقتی به اسم یک برند اشاره می شود تصویری در ذهن مخاطبان بوجود می آید که می توان به این تصویر جایگاه محصول گفت، تصویر خوب یا بد!
هدف از تبلیغ در برنامه تایگر و بانی برای نشان دادن شرکت به عنوان سمبل انجام دادن کار خوب و ساخت تصور ذهنی خوب از برند است. اسپانسر ها معتقد اند که با ساختن برند محبوب و دوست داشتنی می توانند درآمد زایی خوبی داشته باشند. تبلیغات در برنامه های تلویزیونی و یا در داخل فیلم یکی از بهترین راه برای ساختن جایگاه مناسب برای برند است چرا که هزینه آن بسیار کم و همچنین کمی برای پخش برنامه یا فیلم مورد نظر است.

اهمیت جایگاه یابی محصول

جایگاه یابی محصول به حالتهای مختلفی امکان پذیر است. در برنامه تایگر و بانی خیلی مشخص و زیرکانه بود . حتی لازم نیست برای تبلیغ محصولی در یک فیلم، نام و یا خود محصول قالب فیلم باشد. برای تبلیغ کردن در یک فیلم حتی یک صحنه کوچکی که محصول را نشان دهد کافی است، به عنوان مثال، چک کردن ایمیل با برند اپل و یا محصولاتی که در میز صبحانه است و یا ماشین شخصیت فیلم جواب دادن با موبایل خاص و موارد دیگر. تمامی اینها در بکگراند فیلم هستند نه در قسمت اصلی فیلم؛ در این حالت آن محصولات در ذهن بینندگان ثبت شده و استفاده از آنها را یک چیز عادی می دانند.
امکان دارد که شرکتها برای جایگاه یابی به مصرف کنندگان پولدار روی بیاورند، یک تجارت(بیزینس) نباید یک فیلم را قطع کند و تبلیغات نشان بدهد، با این کار فرصت های زیادی را از دست میدهد. صدها نفر که خریداران واقعی هستند با هم دیگر نشسته اند و با تمرکز به صفحه تلویزیون نگاه میکنن و هیچ کدام از آنها به فکر اسم یا برند محصول نیستند؛ در این شرایط شرکت ها چطور می توانند پیام تبلیغاتی خود را منتقل کنند؟ راه منطقی که می توان پیشنهاد کرد قرار دادن نوشیدنی، یخچال، ماشین و هر چیزی را که می خواهید تبلیغ کنید در داخل فیلم است، اگر فیلم خوبی باشد به طور ناخود آگاه بینندگان متوجه میشوند که آن، محصولات با کیفیتی بوده است.
در موردی دیگر بینندگان دوست ندارند که برای تبلیغ محصول روند فیلم و تمرکز شان خراب شود. این نکته به حل مشکل تبلیغ کنندگان کمک میکند تا اینکه مصرف کنندگان تبلیغات را ببینند. در چند سال گذشته تماشاگران در زمان پخش تبلیغات در کانال های دیگر می چرخیدند تا اینکه تبلیغات تمام شود، اما تکنولوژی جدید تلویزیون ها که قدرت ضبط را دارد باعث شده است که بینندگان برنامه مورد نظر خود را ضبط کند و سپس برنامه را ببینند و با دکمه جلوبرنده ( فوروارد) بخش تبلیغات را نبینند، یک تحقیقات در سال ۲۰۱۰ نشان داد که ۵۳٪ از شهروندان امریکایی در خانه هایشان تلویزیونی دارند که قدرت ضبط برنامه را دارد و خیلی راحت بخش تبلیغات را رد می کنند. امروزه خیلی افراد بوسیله گوشی های هوشمند برنامه ها را در شبکه های اجتماعی یا سایتها می بینند.

یک استراتژی موثر

نمایش محصولات رایگان نیست. در سال ۲۰۰۹ هزینه جایگاه یابی محصولات در سراسر جهان حدود ۶.۲۵ میلیون دلار بود، که حدود ۵۰٪ از مربوط به شرکت های امریکای بوده. متوسط هزینه ساخت و پخش ۳۰ ثانیه تبلیغ در امریکا در حدود ۱۷۵ هزار دلار است، بنابراین برای نمایش ۱۰ دقیقه تبلیغ باید حدود ۳.۵ میلیون دلار هزینه شود ، با همین هزینه می توان به طور متوسط در حدود ۳ یا ۴ سال برای محصولات خود جایگاه مناسبی درست کنید.
شواهد نشان داده است که جایگاه یابی محصول می تواند واقعاً تاثیر گذار باشد. اولین بار فیلم ترانسفر در سال ۲۰۰۷ پخش شد، که در آن فیلم رباطی به ماشین و یا کامیون تبدیل میشد و ماشین زرد رنگی بود که کامرو نام داشت. فروش کامارو بسیار کم شده بود و و شرکت شرولت نمیدانست که تولید آن را متوقف کند و یا ادامه دهد. تا وقتی که در فیلم ترانسفر از آن استفاده شد، مدیر بخش فروش شرولت می گوید با بخش فیلم فروش این مدل بسیار زیاد شد و حتی ۱۰٪ از فروش آن با رنگ زرد بود چرا که رنگ ماشین در فیلم زرد بود. هر چند جایگاه محصول باعث نمی شود که بیننده واکنش مثبتی نشان دهد.

جایگاه محصول

در استرالیا سریالی با نام سیاه (بلک) پخش شد که در فصل اول به بالا بردن فروش محصولات بلک & دکر کمک زیادی کرد و ابزار این برند در فیلم بسیار زیاد مورد استفاده قرار گرفت، هر چند در فصل دوم جایگاه بیشتری به این محصول اختصاص داده شد، اما این فیلم به دلیل تبلیغ زیاد تماشاگر زیادی را از دست داد.
هدف در رسانه های جدید
جایگاه محصولات خودشان را با رسانه های جدید تطبیق میدهند و خیلی شرکتها جایگاه محصولات خود را در بازی های کامپیوتری و موبایل قرار میدهند، برای مثال در بازی سوپر مانکی تمامی موز ها با برند دل بود. پیدا کردن یک رسانه درست، اگر چه خیلی سخت، اما بسیار با اهمیت است.
هرچند بعضی از فیلم ها خیلی سریع گسترش پیدا می کند، احتمالا خیلی سریع هم فراموش می شوند ، در بعضی از مواقع یک ویدیو باعث می شود که شرکت شما مورد تمسخر قرار بگیرد، بدلیل اینکه خیلی سریع در فضای مجازی پخش می شود، به هیچ عنوان باعث معروف شدن برند شما نمی شود،

بهترین نوع تبلیغ که به معروف شدن برند کمک زیادی میکند شامل مواردی می شود که تماشاگر را تحریک میکند تا در مورد آن محصول گفتگو کند به عنوان مثال اگر یک بازیگر از یک اپلیکیشن موبایل برای انجام کاری استفاده کند خیلی سریع تماشاگر حساس شده و مشتاق می شود تا همان کاربرد را در زندگی خود انجام دهد، با دوستان یا افرادی که در حال تماشای فیلم هستند در مورد آن بحث می کند؛ این محصول می تواند شامل لباس ، ساعت، موبایل و وسایل خانگی شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *